امروزوقتی برای چندین بارفیلم "بازنده"بابازیگری "محمدرضا فروتن"رامی
دیدم بغض غریبی سراغم آمد.فیلمی به کارگردانی "امیر جعفری"که اگرچه
ممکن است بری همه فیلمی سطح پایین ازلحاظ هنری به شمارآید اما
برای من وشایدآدمهایی ازجنس من حکایت تام وتمام سالهای جوانی
باشدسالهای "عشق وسیاست" .
سالهایی که بی مرزی میان این دو ملغمه ای ازجنون رارقم زده
بودنسلی که می خواست "روشنفکرانه زیستن"راتجربه کند وتعهدی
اجتماعی رابالذت جوانی تجربه کند ولی افسوس ...
افسوس که "جوانی"بازنده بزرگ این میانه بودو "جوانانی"ازاین جنس
ازنگاه بقیه عده ای بی عرضه ازحال وحول این برهه که ناتوانیشان
راباادعاهای روشنفکرانه ماست مالی میکردند...
"بوی عفونت داردخفه ام می کند"،"پوچی های اجبارانه "ونه
یاس های فلسفی:چه لفظ های آشنایی!!لذتی مازوخیستی !!!
نسلی که به ذهنش هم خطور نمی کردکه همه چیزیه عکس خودش بدل
شود .نسلی که سالهای نخستین دهه 60 رابه چالش می کشید ودغدغه
اش شده بود بازخواهی ازمشتی قداره بند که نسل پیشینش رادرکنج
زندانها ودرچوبه های داربه خون کشیده بوداما نمیدانست که دراندک
زمانی بعد خودش رابه مرگ وامی دارند (به یاد اکبرمحمدی ها)وریاست
جمهورش!!شعارهای احمقانه همان سالهارابا افتخارفریاد می کند:
صدورحکومت اسلامی،تبدیل زنان به دستگاه جوجه کشی جهت اعتلای
اسلام.
نه اوهرگزفکرنمی کردکه روزی دیگر"قتل های زنجیره ای"که اینهمه ب
برای افشای آن هزینه داده بود وهزارانش درگوشه های اوین پوسیده
بود، این باازرسمی ترین وپربیینده ترین دستگاه رژیم درقالب
سریالهای مخاطب پسند تئوریزه می گردددرقالب "ابرانسانهایی"که
دیگران راحیواناتی درنده می بینند ومجوزمرگ "آنان"رانانوشته صادرمی
کنند اجرا.
بی تردید نسل ما نسل" بازنده "دراین بازی بود.
امروز"روزگار"هم به جمع روزنامه های توقیفی پیوست.
"حالا دیگه ازهیچکی صدایی بلند نمی شه .میگن برای
تهیه تلخکی وآبکی حالابایدبری کوی دانشگاه"
خیلی خسته ام ،خسته ام ،خ س ت ه!!!!!!
+ نوشته شده توسط علی احسانی در جمعه پنجم آبان 1385 و ساعت
21:7 |