اما فعلا ۲ نکته ای که ازهمه مهمتراست راتیترمی کنم :
۱ تحریم انتخابات ازنگاه من
۲ این مقاله جدیدازمن درمجله ادبی خزه
سعی می کنم تاچندروزآینده یک پست تفضیلی درموردانتخابات وهمچنین برنامه های خودم بگذارم.
|
بعد از وقفه نسبتا طولانی تا نوشتن پست جدید خبرهای مهمی وجودداردکه بایددرموردهمه آنها بنویسم
اما فعلا ۲ نکته ای که ازهمه مهمتراست راتیترمی کنم : ۱ تحریم انتخابات ازنگاه من ۲ این مقاله جدیدازمن درمجله ادبی خزه سعی می کنم تاچندروزآینده یک پست تفضیلی درموردانتخابات وهمچنین برنامه های خودم بگذارم. + نوشته شده توسط علی احسانی در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت
11:31 |
آغازپرواز بررسی تحول شعری تروئیکای شعرفارسی(فروغ – شاملو- اخوان) (( درنیمه نخست دهه چهل))
رضابراهنی درکتاب رویای بیداربه عبارتی اشاره می کند که بی تردیدچرایی
ماندگارشدن شاعران ونویسندگان بزرگ ایران است .او می گوید:
"بزرگترین شاخصه آدمهایی مثل هدایت،نیما،فروغ،آل احمد ،شاملو این بود که
(اینان)بلافاصله بعد ازآنکه ازنظرادبی دست چپ وراستشان راتشخیص دادند ا
ازدرون فرهنگ یک ملت ،پاسخگوی نیازفرهنگی همه ملتها شدند این چند تن عقده
حقارت جهان سومی بودن راندارند." □□□ سالهای آغازین دهه چهل رامی باید پرفروغترین دهه درتاریخ ادبیات ایران قلمداد
کردهمزمانی ظهورغولهای ادبیات ایران درنخستین سالهای این دهه روایتی
نوستالژیک ازدورانی پرشکوه برای ادبیات ایرانی است.
شاملو،فروغ،اخوان سه شاعری بودند که باکمی تسامح می توان سال 1330
راآغازجریان شعری آنان قلمداد نمود.شاعرانی که هریک جریانی رادرادبیات ایران
رقم زدند.فرزندان خلف نیما؛
فرزندانی که هریک باانگشت نهادن بریکی ازظرفیتهای به بلوغ نرسیده شعرنیما
توانستند دربه تکامل رسیدن آن نقش ایفا کنند.تکاملی که به تعبیر فروغ برآمده از3
ضرورت اساسی بود:
((ضرورت یافتن نگرش ویژه،صناعت ویژه وازپی آن ساختارویژه))
اینها همان عواملی بودند که پیش ازآن ،نیما رادرساختارشکنی ادبیات گذشته وایجاد
سبکی نو مجاب کرده بود. فارغ از مجموعه "آهنگهای فراموش شده "شاملو،که البته خودوی آنرانوشته هایی
که بایدسوزانده شوندقلمدادمی نمودودرسال 1326چاپ شده بود،باقی آثاراین 3
شاعردرنیمه نخست دهه چهل منتشرگردیده بود:
احمدشاملو:قطعنامه (1330)،آهن ها واحساس ها(1332)،هوای تازه(1336)
مهدی اخوان ثالث:ارغنون(1330)،زمستان(1335)
فروغ فرخزاد:اسیر(1331)،دیوار(1335)،عصیان(1336)
نگاهی کنکاش گرایانه به اشعار مجموعه های نامبرده بیش ازهرچیز حکایت
ازنوعی تحول درنگاه وچرخش زبانی شاعران درطی این نیم دهه داشته است بگونه
ای که اگرچه گامهای نخستین آنها بانوعی"من گویی"های عاشقانه امکان مکاشفه
های عمیق راسلب می نمود اما دراندک گامهای بعدی ،متاثر ازشرایط جامعه
،بامحورقراردادن "دغدغه های اجتماعی" حتی عاشقانه ترین اشعاررابدل به
"تلنگرهای عمیق سیاسی-اجتماعی"می نماید.درادامه بانمونه آوردن ازاشعاراین
مجموعه ها این روند رابررسی می کنیم: 1 مجموعه های انتشاریافته درسالهای 1330-1331 ؛نخستین تجربه ها: سه مجموعه "قطعنامه،ارغنون،اسیر"مجموعه هایی بود که می باید آنهارابه عنوان
نخستین تجربه قلمداد نمود.مجموعه هایی که دست وپازدن میان میراث گذشته
وتصمیم آینده درآن مشهود است .کتابهایی که با"ته مایه رمانتیک" و"من محور".
"منیتی"که برحوزه شخصی شاعراستواراست وهرگزقادرنیست به پیوند با"من
اجتماعی"برسد.
جائیکه فروغ به تعبیر محمود نیکبخت ،درکتاب از"گمشدگی تارهایی"،باحدیث
هواوهوسهای شبانه آغازمی کند: مغروق این جوانی معصومم مغروق لحظه های فراموشی مغرق این سلام نوازشبار دربوسه ونگاه وهماغوشی
وباعصیانهای سطحی اززندگی،آنهم درنوع محدود ازجنس خانه وهمسرو...به درک گناه می رسد:
ناگهان خامشی خانه شکست دیوشب بانگ برآوردکه آه بس کن ای زن که نترسم ازتو دامنت رنگ گناه است ،گناه
نقطه ای که شاملو،به تعبیر دکترپورنامداریان درکتاب"سفردرمه"ازپوچی زندگی
وبیوفایی معشوقه ودنیا ودردهاورنجهایی که می کشد می آغازدواسیر تشبیه های
کلیشه ای چنان می گوید:
ای شب تیره روزگارمنی بادوچشم سیاه یارمنی؟ ازبلندی چوگیسوان سیاه وزسیاهی دل نگارمنی یا می خورم خونی وباری می برم تاکنم کاری که نامش زندگی است می کشم ازخشم گاهی نعره ای کای خدازین ظلم منظورتوچیست؟ وسرانجام طبع آزمایی ها وتجربه اندوزیهای اخوان جوان که به حکایت ضیاالدین
ترابی درکتاب"امیدی دیگر"ترکیباتی نظیر"گل روی"و"خط وخال"و"دلی
ازسنگ"وسایرتشبیه های تکراری درشعرش موج می زند:
برده دل از کف من آن خط وخالی که تراست بارک الله بدین طرفه جمالی که تراست دلی از سنگ مگرباشد ودرمن نبود که فریبش ندهد غنج ودلالی که تراست دیدم آن روی فریبنده وآن ابروی طاق متحیرشدم ازآن بدروهلالی که تراست
"فوران احساسات درقالب تصاویر کلیشه ای" عمده جریانی بود که می توان دریک
نگاه ازاین سه مجموعه برداشت نمود .اما"مانایی"آنان درگروچیزی دیگربود:
چرخش دربزنگاه تاریخی؛چرخشی که به "تشخص زبانی"می رسد ودورانی که
"احساس شاعرانه "رابه "تجربه ای شاعرانه"بدل می کند. 2.مجموعه های منتشرشده درفاصله سالهای 1332-1336:
تاثیرکودتای 32 برذهن وزبان شاعران ونویسندگان آن دوره امری است که به
تفضیل ازآن سخن گفته شده است."سرخوردگی32"درپس دوران کوتاه خوشایند پس ازروی کارآمدن دکترمصدقدر1329.
"حیات"و"ممات"هویت،برای نسلی که "شروع نشده ،تمام شد."
واین همان تاثیری بود که فضای شعری 3 غول ادبیات معاصرراواردفازی نوین کرد.تقاطع "تجربه شعری"و"تجربه اجتماعی"وتولد"جاودانگی"؛
جاودانگی ای که "اجتماع رادرخدمت شعر"به کارمی گرفت ونه شعررادرخدمت
اجتماع ،که اولی "شعر"است ودومی "شاعرانه حرف زدنی"سیاستمدارانه!! 1-2 فروغ فرخزاد:
گرچه آنچه ازفروغ به عنوان شاهکارباقی مانده است حاصل تحول درسالهای آتی
تراست (برخلاف شاملوواخوان)امابرابرگرفتن تصاویرمجموعه اسیرودومجموعه
بعدی "دیوار"و"عصیان"(منتشرشده درسالهای 35و36)بی رحمانه به نظر می رسد.
چراکه اگرچه هنوز"من شخصی"شاعردردو مجموعه عصیان ودیوارپررنگ می
باشد امابااینهمه رگه هایی از "ناامیدی وشکست "متاثرازدغدغه های اجتماعی رامی توان درآنها ردیابی کرد: من گلی بودم دررگ هربرگ لرزانم خزیده عطربس افسون درشبی تاریک روئیدم تشنه لب برساحل کارون *** لیکن ای افسوس من ندیدم عاقبت درآسمان شهررویاها نورخورشیدی زیرپایم بوته های خشک باانوه مینالند "چهره خورشیدشهرمادریغا سخت تاریک است. خوب میدانم که دیگرنیست امیدی نیست امیدی!"
واینگونه است که فروغ باپشت سرگذاشتن حجابهای غریزه وعادت به واقعیت
رسیده وقلمروپرتضاد وتنوع واقعیت اورابه شک وپرسشی می رساند که اصلی
ترین دریچه برای شناخت ومکاشفه است.
فروغ درمجموعه عصیان یک گام نیزفراترمی رود وباکنده شدن ازاجتماع (اگرچه
هنوزنتوانسته بودپایه های مستحکم برای آن درشعرش دست وپا کند)ناکامی هایش
رادرگامی فراتر-فلسفی- به جستجو می نشیند وشکستهایش رادر"عصیان "به هرچه
هست پی می گیرد."عصیانی" که بی گمان"تولدی دیگر"مدیون آن است. 2 –احمدشاملو:
شاعری که درنوع تصاویرومتن شعری می توان اوراسیاسی-اجتماعی ترازفروغ
دانست.شاید به تناسب همین موضوع انعکاس حوادث اجتماعی درشعرش
غلیظترمی نماید.
جائی که اومی گوید"هیچ وقت تصور نمی توانم بکنم که شعراثر مستقیم زندگی
نباشد یاچیزی باشدجداازضربه های زندگی.من فکرمی کنم این اصلا صدای آن
ضربه هاست .درین هیچ شکی نیست.منتها نمی توانم چنین کوششی بکنم که این
ضربه ها بهنحوی به صورت شعری دربیایدونوشته شود،خودبخوداین کارمی شود"(اندیشه وهنرشماره 2)
ومجموعه های بعدی وی بیش ازهرچیزگواه برایمان به این حقیقت است.
درمجموعه "هوای تازه"که نزدیک ترین کتاب به سالهای "شکست"می باشد این
امربروزعریانی دارد:
جائی که می گوید: درتمام شب چراغی نیست درتمام دشت نیست یک فریاد! ای خدواندان ظلمت شاد ازبهشت گندتان مارا جاودانه بی نصیبی باد!! باد،تافانوس شیطان رابرآویزم دررواق هرشکنجه گاه این فردوس ظلم آئین! بادتاشب های افسون مایه تان رامن به فروغ صدهزاران آفتاب جاودانی ترکنم نفرین! ویادرنمائی عریانترازسال 32 درشعرهای بخش "هوای تازه"چنین می سراید: سال بد سال باد سال اشک سال شک سال روزهای درازواستقامت های کم سالی که غرورگدائی کرد. تحلیل تک تک شعرهای این مجموعه بیان کننده وضعیت حاکم برجامعه روشنفکری آن زمان است. 3 مهدی اخوان ثالث:
ضیاءالدین ترابی درکتاب "امیدی دیگر"میگوید:
((نمی توان درباره شعراخوان حرفی زد،بی آنکه درباره جهان وجهانبینی اوچیزی نگفت،جهان بینی سخت رمانتیک وآرمانگرایانه))
اگرچه اودرادامه این امررانشات گرفته ازعشق وعلاقه وافر"اخوان"به گذشته ایران وفرهنگ ایرانی می داندامابی گمان نکته ای که ناگفته مانده این است که این نگاه
آرمانگرایانه اخوان هرگزاورابه سمت نادیده انگاشتن واقعیتهای جامعه سوق نمی
دهد وازاویک "صوفی "نمی سازد.بلکه اوواقع بینانه تر ازهرفرددیگری شکستها
رابه بازخوانی می نشیند،شکستهایی که علاقه وافراوبه ایران،تحمل رابرای او به
مراتب سخت تر می نماید:
سلامت رانمی خواهندپاسخ گفت هوادلگیر،درها بسته ،سرها درگریبان،دستها پنهان نفسها ابر،دلهاخسته وغمگین درختان اسکلتهای بلورآجین زمین دلمرده ،سقف آسمان کوتاه زمستان است.
شاهکاری که بی اغراق می توان آنرا"ماناترین"شعراخوان دانست.
زمستان روایت دردهای جامعه ایرانی است و"سرخوردگی"درمجموعه زمستان موج
می زند.جائیکه اخوان بی مخاطب ترازهمیشه کرک (بلدرچین)رامخاطب می گیرد وناامیدانه چنین می سراید: ((....بده.....بدبد...ره هرپیک وپیغام وخبربسته است نه تنها بال وپر،بال نظر بسته است قفس تنگ است ودربسته است...)) *********************** واینگونه است که برگی جدید درشعرفارسی ورق می خورد وغولهای شعرفارسی
یکی پس ازدیگری درسالهای دهه چهل متولد می شوند.
فروغ،اخوان،شاملو دریافته بودندکه "شعری که عاصی نباشد به مفت نمی ارزد"*
وگوهرشعردر"فریاد "بودگی است نه درلالایی!! * تعبیری ازشاملو + نوشته شده توسط علی احسانی در یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت
21:6 |
اندیشه والای حاتمی کیا بابازی خوب "پرویزپرستویی"و"گلشیفته فراهانی"درفیلم "به
نام پدر"روایتی تام وتمام ازتقابل دو نسل رابه تصویرمی کشد.
نسلی جدید که اگرچه مستقیم درمعرض ترکش های جنگ (به عنوان نمونه ای
کوچک ازشرایط نسل پدری)نبوده است اما پس لرزه های آن، اورانیزازپای درآورده
است.نسلی که برای او "شجاعت"های نسل "پدری"،"حماقت"ناشی ازبی تدبیری معنا
می یابدوباانگشت اتهام گرفتن برآنان(نسل پدری)عقب ماندگی ها وبدبختی های
خودراازچشم اومی بیندفارغ ازآنکه "هویت"این نسل سالخورده باهمین جنگ
وانقلاب وچریک بازیها شکل یافته است.
فارغ ازآنکه میزان عقلانیت موجود درآن برهه خاص چقدربوده است ومهمترازآن
فارغ ازاینکه آن نسل تاچه حدبازیچه دستان حاکمانی بود که باوجهی کاریزماتیک
فرصت اندیشیدن راازآن نسل ربوده بود، می باید به سوالی تازه تراندیشیدوآن اینکه
هم نسلان من که درنوع خود این همه آسیب ها رادیده اند جزآسیب شناسی های
روشنفکرمابانه تا چه اندازه درمتحول کردن شرایط کوشیده اند؟؟
بی تردید اگر"اشتباه"نسل پدری در"عدم تامل کافی"،پیش ازهرگونه کنشی بود
"اشتباه"هم نسلان من در"بی عملی محض"و"انگشت اتهام به دیگران گرفتن "وپاک
کردن راه حل ها است وصدالبته اینهمه مایه کامیابی همانهایی است که امروز15
سال پس ازجنگ وآنهمه ویرانی دربازیهای احمقانه سیاسی خود پرده ازکودکانه
بودن ادامه جنگ 1 ساله به 8 ساله برمی دارند وبه ریش من وشما می خندند...
این بازی تنها یک برنده داردوآنهم حکومتی است که این دو نسل رابه آتش کشید. ازنسلی(پدران ما)"امکان" تصمیم گرفتن راسلب کردوازنسلی دیگر(هم نسلان
من)"جرات" تصمیم گیری را.ازیکی قدرت راگرفت وازدیگری جرات را.
واینهمه تضمینی شد برای تداوم وبقای حکومت آنان .چه آنکه پدران من" خسته
تر"ازآنان که برای "بهترزیستن"به میدان بیایدوهم نسلان من"بی ایمان تر"ازآن که
به آمالی وآینده ای بهترامیدداشته باشد. + نوشته شده توسط علی احسانی در جمعه سوم آذر 1385 و ساعت
16:22 |
|
|