تبليغاتX
درجستجوی زمان از دست رفته
همیشه دلم می خواست یه جوری شده به "محمدعلی رضازاده"شاعربزرگوار ودوست داشتنی ادای دینی بکنم اما علیرغم برگزاری شب شعری درسال گذشته درگرامی داشت او احساس می کنم که این مهم رخ نداده است به هرحال برای یاد آوری ازاوکاری جدید که درعصر شعر"تولدی دیگر"ارائه شد رابرای دوستان می گذارم.

 جوان که نیستم ازتوپری دلی ببرم!

  تو ساده باشی ومن سرسری دلی ببرم!

 به یک نگاه به یک خنده یا اشاره چشم

همینکه خواستم ازهردری دلی ببرم

مهم نبود که زیبا مهم نبود که زشت

به هرقیافه به هرمنظری دلی ببرم

جوان که نیستم ازاین غزل گلی سازم

دهم به دستی وازدلبری دلی ببرم

پلنگ وحشی چشم مرا شکارکنی

من ازتوآهوی کاکل زری دلی ببرم

نشد که برکه آرام جنگلی باشم

زماه گم شده مرمری دلی ببرم

به چشم مومن بودائی ام نگاه کنی

من ازدوغبغب نیلوفری دلی ببرم

گدای قصه بی بی کنارنرده قصر

شوم مگرزپری دختری دلی ببرم

به هرچه دختراردیبهشت دلی بدهم

زهرفرشته شهریوری دلی ببرم

معلم اخم وعشوه های کشمیری

ازآن طریق که دل می بری دلی ببرم

جوان که نیستم اما تو لااقل بگذار

به بوسه ازتودم آخری دلی ببرم

نشد به سحرودعا ودخیل ونذرونیاز

ازآن پرنده" بابلسری" دلی ببرم

 

محمدعلی رضازاده-بابلسر

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی احسانی در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 21:20 |

 

      درست خاطرم نیست که وقتی برای نخستین بار به خواندن مطالبی درباره "فمینیسم "علاقه

 

مند شدم ازسر کنجکاوی بود یاازسر ادادرآوردن روشنفکرانه!!که مثلا ماهم بله!!!!!!!!

 

اما بااینهمه خواندن چندمقاله از "نوشین خراسانی"وسرزدن به سایت تریبون فمینیستی وپرسه

 

زدن دروبلاگهای مختلف ونهایتا خواندن اثری ارزشمند از "دکترمشیرزاده"باعنوان "ازجنبش تا

 

نظریه اجتماعی"مراچنان به پیگیری این موضوع علاقه مند کردکه خلاصه ای ازبرداشتهایم

 

درمقاله ای باعنوان"فمینیسم ایرانی"مقاله برگزیده درنخستین جشنواره موضوعی نشریات

 

دانشجویی کشورشد.ازآنروزتاکنون که به بهانه نوشتن مقاله ای جدید برای سمیناری مشغول

 

مروربرخی منابع هستم،موضوع جنبش زنان ازاولویت برای من برخوردار است.

 

 

دراین میان شاید بعد ازتجمع 22 خردادزنان در"میدان 7 تیر"وبگیر وببندهای مکرردرآن زمان

 

،خبر تجمع اخیرزنان دربرابردادگاه انقلاب ودستگیری قریب به 40 نفرازفعالان زن از مهمترین

 

اخباردراین حوزه بود

 

دستگیری اخیردرکناربرگزاری دادگاه 5 تن ازخوشنامترین فعالان عرصه زنان همه حکایت

 

ازعزم جدی حکومت اسلامی !!بافعالان مدنی داردوبی تردید این از خاصیتهای رژیمهای فربه

 

از پول نفت است که اساسا هر تجمع وحرکتی ولو برای مطالبات خاص صنفی ومدنی رامخالفت

 

باخود قلمداد نموده وبراحتی آنراسرکوب می کند.

 

 

گفتنی ها درباره "جنبش زنان "وخواستها وکاستی ها دراین حوزه رابه زمانی دیگر وامی

گذارم...

 

امادراین میان این   مقاله          ازابراهیم نبوی مرابه نوشتن وپی گیری واداشت چه آنکه

 

ازمیان اینهمه زنان به بند درآمده ژیلا بنی یعقوب وشادی صدربرای من نام آشناترندودراین میان

 

طبیعتا خبردستگیریشان تاثربرانگیزتراست

 

بویژه آنکه تا نوشتن این پست علیرغم آزادی همه "شادی "کماکان دربند است.

 

آشنایی من با"ژیلا بنی یعقوب"فارغ ازنوشته هایش درمجله یاس نو وسفرنامه های زیبایش

 

ازافغانستان به کارگاهی مربوط می شود که درآذرماه سال گذشته درحاشیه جشنواره  با عنوان

 

"زن وروزنامه نگاری"برگزار شد ومن چه خرسند شدم ازاینکه تجربیات عمیق زنی نحیف رامی

 

شنیدم که چه خالصانه تجربیاتش رادرکارگاه بیان می نمود وچه بی ریا به انبوه سوالات پاسخ می

 

داد بی آنکه عصبیتی از حرافان سیاسی وشعارهای توخالی رافریادکند –چیزی که من

 

شایددرآنزمان انتظارمی کشیدم ازپس آنهمه بدرفتاریهاباروزنامه نگاران-

 

واما"شادی صدرکه بی هیچ تکلفی وتنها ازپس گذاشتن کامنتی دروبلاگش دعوت مرا برای

 

حضوردرمراسمی باموضوع زن دردانشگاه مازندران پاسخ گفت اما دریغ که تداخل برنامه

 

باکلاس های او امکان برخوردنزدیک راازمن دریغ کردو...

 

نمی دانم اکنون به شادی دراوین چه می گذارداما تردید ندارم که تاریخ نام "شادی

 

صدر"رادرکنارآن دیگران ثبت خواهد کردچنانکه نام "صدیقه دولت آبادی"راومحترم اسکندری راو...

 

واین چند خبر هم دراین رابطه :

 


گزارش کامل بزرگداشت ۸ مارس روز جهانی زن در محل سازمان دانش آموختگان ايران،

 

بازداشت زنان درسنندج

 

گزارش هشت مارس ازلاهه

 

یک شعربرای زنان

+ نوشته شده توسط علی احسانی در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 20:54 |